سبد خرید شما خالی است!
درک دیکتاتور فقط با تحلیل سیاسی ممکن نیست؛ باید به قلمرو روان شناسی او نیز گام نهاد. خودشیفتگی، بی رحمی، عطش سلطه و مهارت در فریب دادن دیگران،
چهار ستون روانی استبدادند بر بستری که در آن، مردم یا نخبگان، به دیکتاتور مجال می دهند تا خود را تجسم قدرت مطلق بخواند.
مجموعه ای از نیروهای روانی و تاریخی هیولای استبداد را می آفریند. اما به گواه تاریخْ دیکتاتور محکوم به فروپاشی در درون خویش است.
او هرچند بر دیگران چیره می شود، از تسلط بر اضطراب ها و ضعف های خود عاجز می ماند و پیش از آن که برابر مردم شکست بخورد، برابر «خود» از پا درمی آید.
دیکتاتورها اسیر توهمی اند که با بروز هر نشانه ای از فروپاشی، همان توهم بدل به کابوس می شود. سرنوشت هیتلر، موسولینی، قذافی و دیگر مستبدان معاصر گواهی است بر این قاعدهٔ نانوشته تاریخ که هیچ قدرتی حتی اگر بر خون بنا شود نمی تواند تا ابد دوام آورد.
دیکتاتورها در لحظهٔ اوج، همان قدر به سقوط نزدیک اند که در آغاز صعود و آن کس که جهان را در قبضهٔ قدرت خود می خواهد، سرانجام در خلأ درونی خود غرق می شود.
ظهور آن ها همچون طوفان سریع، خشم شان غیرقابلمهار و سقوط شان اجتناب ناپذیر است و همواره زیر آوار آنچه ساخته اند نابود می شوند.
این کتاب نهفقط مخاطبان را با زوایای پنهان ذهن خودکامگان آشنا می کند، بلکه با نقب زدن میان تاریخ، سیاست و روان شناسی از چگونگی تصمیم گیری رهبران سیاسی جبّار پرده برمی دارد
و خواننده را به تأمل دربارۀ نقش شخصیت و وضعیت روان شناختی رهبران در سیاست و قدرت فرامی خواند. این اثر، سفری است به درون ذهن هایی که با جاه طلبی و سلطه جویی شکل گرفته اند، ذهن هایی که میلیون ها انسان را شکنجه کردند و به کام مرگ فرستادند تا از بادۀ قدرت بنوشند.
تگ ها: تاریخ