• از روزگار رفته-چهره به چهره با ابراهیم گلستان

از روزگار رفته-چهره به چهره با ابراهیم گلستان

ابراهیم گلستان​ -- سعید پور عظیمی

تعداد  صفحه 242
نوبت چاپ هفتم
قطع کتاب رقعی
نوع جلد شومیز

ابراهیم گلستان - من تو خانه‌ام ننشسته بودم. من تو استودیو نشسته بودم داشتم یک فیلمی را صدابرداري‌اش را تمام می‌کردم. باید نوار صدا که رویش ضبط می‌کردیم پاك بشود از صداي قبلی. دستگاه ما خراب شد، آن روز و صداي قبلی را خوب پاك نمی‌کرد و لنگ می‌زد. من تلفن کردم به مرحوم ابوالقاسم رضایی گفتم این نوار را می‌فرستم توي استودیوي «ایران‌فیلم» تو پاکش بکنی. گفت بفرستید. فروغ گفت من می‌برم. گفتم ببر. رفت و دیگر برنگشت به آن ترتیبی که رفته بود. هیچی دیگر، همین دیگر، تمام شد. توي خانه نبودم تو استودیو بودم. بیمارستان هدایت هم بیست متري استودیوي من بود. آن خانمی که مسئول بیمارستان بود قبول نمی‌کرد. می‌گفت اینجا بیمارستان بیمه‌هاي اجتماعی کارگران است، آقا بیمارستانه! خُب قبول نکرد دیگر. اگر هم قبول می‌کرد شاید هم فرقی نمی‌کرد. من هم رفتم تجریش بیمارستان... هیچی دیگر، تمام بود قضیه

نوشتن دیدگاه

Please login or register to review

از روزگار رفته-چهره به چهره با ابراهیم گلستان

  • 680,000ریال


پیشنهاد کتاب

آمدیم خانه نبودید
تیغ و تار و پود

تیغ و تار و پود

280,000ریال

گفتگو با ایران درودی
عشق فروغ جهان است