• یادگار عشق و حرمان مدام

یادگار عشق و حرمان مدام

یادگار عشق و حرمان مدام -- احمدرضا احمدی

 

پروانه ها

همه ی زنان را

در یک جعبه ی کفش مقوایی

ریختم

هر صبح برای زنان

برگ درخت توت

می ریختم

در تاریکی

صدای خش خش

برگ ها را می شنیدیم

هر یک از زنان

در گوشه های جعبه ی کفش مقوایی

مشغول تنیدن بود

آخر هفته

همه ی زنان در پیله

بودند

از درون پیله ها

صدایشان را

می شنیدیم

غمگین بودند

کم کم پیله ها را

شکافتند

پروانه شده بودند

نوشتن دیدگاه

Please login or register to review

یادگار عشق و حرمان مدام

  • 320,000ریال


پیشنهاد کتاب

مسافرخانه، بندر، بارانداز
از بارانی که دیر بارید
روزی برای تو خواهم گفت
سفر

سفر

40,000ریال

در باران از سفر آمد
ميوه ها طعم تكراري دارند
بر دیوار کافه

بر دیوار کافه

385,000ریال