مهدی ملکشاه

نیروانای ناممکن ما

نیروانای ناممکن ما

نیروانای ناممکن ما نیروانای ناممکن ما -- مهدی ملکشاه روزگار بدی بود. من تهران زندگی می‌کردم و مائده ساری. هر دو هفته یک بار، فاصله‌ای دویست‌وپنجاه کیلومتری را طی می‌کردم. فاصله‌ای که بین تنمان بود. گاهی شب‌ها وقتی در بستر دراز کشیده بودیم و چ..

220,000ریال

نمایش {start} به {end} از {total} ({pages} صفحه)