سبد خرید شما خالی است!
ابو ولید محمد ابن رشد از نامدارترین فلاسفه، فقها و پزشکان زادۀ کوردوبای اسپانیا در زمان موحدین است که نظریاتش پیرامون عقل و تقدم آن بر نقل تا اروپا را در نوردید و طشت کاسبان دین را از بام انداخت.
وی کاشف واکسن آبله و نیز مفسر کتاب نفس اثر ارسطو است. اولین کسی است که به حقوق اجتماعی زنان توجهی عمیق داشته و آنان را در عرصه های قضاوت و فقه شایسته می دانسته.
آراء فلسفی مبتنی بر عقل او جامعۀ انسانی را در زمان خود و حتی تا امروز تا آن حد تحت تأثیر قرار داد که اسقف ها و فقهای جاه طلب از او به عنوان کسی که از زبان اهریمن سخن می گوید یاد کردند
به دستور خلیفه کتاب هایش را سوزاندند و او را به اَلیُسانۀ یهودی تبعید کردند. خانۀ مینایی، قصۀ شیدای ابن رشد داستان زندگی او در دوران تبعید است.
این داستان از زبان یک زن به نام «لبنای قرطبی» نقل شده که از شاگردان او در دانش فقه و ریاضیات بوده. او در این داستان عقل، علم، فلسفه و عشق را در کنار هم قرار داده...
لُبنای فقیه و ریاضی دان در این داستان به عنوان معشوقه ای جان فدا به همراه آن تعداد از دست نوشته های او که از آتش جهل در امان ماندند از پی ابوولید رهسپار تبعیدگاهش می شود و در این سفر با خطرات بسیاری دست و پنجه نرم می کند تا آن که...
تگ ها: داستان ترجمه