خرید کتاب خرید کتاب خرید کتاب خرید کتاب خرید کتاب

داستان ایران

مرتب سازی بر اساس:
نمایش:
نمایش: لیست Grid
  • چه کسی بود صدا زد بنجی
     چه کسی بود صدا زد بنجی  --  محمد رضا گودرزی ..
    105,000ریال
  • کتاب روز- کتاب شب
    کتاب روز- کتاب شب   کتاب به دو بخش اصلی کتاب روز و کتاب شب تقسیم شده است و دربردارنده 15 داستان کوتاه است. در بخشی از کتاب آمده: در خانهٔ دوران کودکی‌ام هستم، خانه‌ای که از سه تا هجده سالگی در آن زندگی کردم. سال‌هاست مدام در خواب می‌بینمش، مدام... پدرم دراز کشیده، من نزدیکش نشسته..
    85,000ریال
  • کشتی ماه عسل
    کشتی ماه عسل - چاپ دوم  -- ناهید کبیری   این كتاب روایتی از دغدغه‌ها و دلمشغولی‌های انسان معاصر است.«کشتی ماه عسل»، روایتی از افت و خیزهای تلخ و شیرین زندگی است كه در آن داستان زندگی یک زن با همه دلمشغولی‌ها، نگرانی‌ها، اضطراب‌ها و عشق‌هایش در قالب موقعیت‌های داستانی خلق شده است..
    35,000ریال
  • کنار نیا مینا
    کنار نیا مینا -- محمد حسینی​   در بخشی از این مجموعه داستان آمده است: «بالاخره می‌خندد. صدایی دارد مثل مخمل چرک که نظیرش را نشنیده‌ام. منظورم از چرک پلیدی نیست؛ مثل مخمل گرم که لمسش می‌کنی و روی گونه می‌کشی و حظ می‌بری و بعد تکه‌ای، مثلا دانه برنجی چسبیده به آن عیشت ناخن می‌کشد و تو ..
    55,000ریال
  • کیل کمال - سه جلد
    کیل کمال -- فهیمه سهیلی پناه ارسطو رئیس بیمارستان روانی در «بروکسل» با خواندن خاطرات زنی که در لحظه مرگ، با نگاه عمیقش زندگی وی را دگرگون کرده، پی به مسائل مختلف آدم‌ها می‌برد. دخترک برای فرار از دست بی‌رحمی‌های مادر و کاهش درد فراق پدر، ایران را ترک و ازدواج می‌کند. ..
    300,000ریال
  • گاماسیاب ماهی ندارد
    گاماسیاب ماهی ندارد   - چاپ سوم -- حامد اسماعیلیون ..
    200,000ریال
    بر اساس 1 دیدگاه
  • گربه ساکن چنار
    گربه ساکن چنار  --  محمد بکایی ..
    100,000ریال
  • گریستگان
    گریستگان --  سید حسین طبسی   درد مشترک چهرۀ آدم ها را شبیه هم می کند . خاورمیانه ای ها از نگاهشان معلومند. اما به تو می خورد شاهزاده ای باشی که از تاریخ بیرون آمده است.   گریستگان سرگذشت گذاشتن و گذشتن مردمانی است که گمان کرده اند می توانند خودشان را پشت سر جا بگذارند . گریستگان..
    80,000ریال
  • یزله در غبار
    یزله در غبار -- علی صالحی بوم بوم.. افتادیم ریختیم زمین... مثل برگ درخت ریختیم زمین آدم بود که می‌رفت چهاردست و پاش توی هوا چرخ می‌زد و من هی می‌خندیدم. خوب که مادرشوهرم نبود زودتر از همه تیکه پاره شده بود دیگه نبودش اگه نه گیسمو می‌کشید و می‌گفت : زن خجالت بکش همه دارن می‌رن تو داری می‌خندی..
    85,000ریال