خرید کتاب خرید کتاب خرید کتاب خرید کتاب خرید کتاب
خرید کتاب

داستان ایران

مرتب سازی بر اساس:
نمایش:
نمایش: لیست Grid
  • یزله در غبار
    یزله در غبار -- علی صالحی بوم بوم.. افتادیم ریختیم زمین... مثل برگ درخت ریختیم زمین آدم بود که می‌رفت چهاردست و پاش توی هوا چرخ می‌زد و من هی می‌خندیدم. خوب که مادرشوهرم نبود زودتر از همه تیکه پاره شده بود دیگه نبودش اگه نه گیسمو می‌کشید و می‌گفت : زن خجالت بکش همه دارن می‌رن تو داری می‌خندی..
    85,000ریال
  • یک مرد یک شب
    یک مرد یک شب   عزت محرم اسرار زندگی من است. کاش اگر دچار مرگ نابه هنگام شدم ، به عزت اطلاع بدهند که بیاید سر وقتم. او می داند شناسنامه ام توی صندوقچه آهنی کوچکی است که از بازار اصفهان خریدم. و توی همین صندوق همیشه مقداری پول است که برای این جور مواقع کنار گذاشته ام... ..
    50,000ریال
  • یک نفر برای تاکسی ها دست تکان میدهد
    یک نفر برای تاکسی ها دست تکان میدهد -- علی اصغر حسینی خواه   آخرین باری که دیدمش، آن طرف ایستگاه اتوبوس بود؛ وقتی می‌خواستم بروم ایستگاه راه آهن و از آن شهر و آن وضعیت فاصله بگیرم. یک دفعه بین جمعیت ظاهر شد و بعد مثل شبحی لابه لای ماشین‌های ایستاده پشت چراغ، گم شد. انگار آمده بود چیز..
    22,000ریال